امروز یکی از اساتید عزیزمان داشت در مورد روانکاوی صحبت می کرد که زد تو خط عرفان و بیت اول شعر زیر را خواند، فوق العاده زیبا بود ، به منزل که رسیدم در اینترنت جستجو کردم و حالا متنش را برای شما می گذارم ، خلاصه هرچه به عنوان اصول اعتقادی تا حالا شنیده ام همین است، از دست ندهیدش:
*
چون نور، كه از مهر جدا هست و جدا نيست
عالم همه آياتِ خدا هست و خدا نيست
ما پرتوِ حقيم و نه اوييم و هموييم
چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست
در آينه بينيد اگر صورتِ خود را
آن صورتِ آيينه شما هست و شما نيست
هر جا نگرى جلوهگهِ شاهد غيبى است
او را نتوان گفت كجا هست و كجا نيست
اين نيستىِ هستنما را به حقيقت
در ديده ما و تو بقا هست و بقا نيست
جانِ فلكى را، چو رهيد از تن خاكى
گويند گروهى كه فنا هست و فنا نيست
هر حكم كه او خواست براند به سرِ ما
ما را گر از آن حكم رضا هست و رضا نيست
از جانبِ ما شكوه و جور از قبلِ دوست
چون نيك ببينيم روا هست و روا نيست
كو جرأت گفتن كه عطا و كرم او
بر دشمن و بر دوست چرا هست و چرا نيست
درويش كه در كشور فقرست شهنشاه
پيش نظر خلق گدا هست و گدا نيست
بىمهرى و لطف از قبلِ يار به عبرت
از چيست ندانم كه روا هست و روا نيست
عبرت نائينى
*
چون نور، كه از مهر جدا هست و جدا نيست
عالم همه آياتِ خدا هست و خدا نيست
ما پرتوِ حقيم و نه اوييم و هموييم
چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست
در آينه بينيد اگر صورتِ خود را
آن صورتِ آيينه شما هست و شما نيست
هر جا نگرى جلوهگهِ شاهد غيبى است
او را نتوان گفت كجا هست و كجا نيست
اين نيستىِ هستنما را به حقيقت
در ديده ما و تو بقا هست و بقا نيست
جانِ فلكى را، چو رهيد از تن خاكى
گويند گروهى كه فنا هست و فنا نيست
هر حكم كه او خواست براند به سرِ ما
ما را گر از آن حكم رضا هست و رضا نيست
از جانبِ ما شكوه و جور از قبلِ دوست
چون نيك ببينيم روا هست و روا نيست
كو جرأت گفتن كه عطا و كرم او
بر دشمن و بر دوست چرا هست و چرا نيست
درويش كه در كشور فقرست شهنشاه
پيش نظر خلق گدا هست و گدا نيست
بىمهرى و لطف از قبلِ يار به عبرت
از چيست ندانم كه روا هست و روا نيست
عبرت نائينى
سلام
پاسخحذفاون پستتون که در مورد اون بچه معتاد به کراک نوشته بودید بد جور منو بهم ریخت ...کاش نسل انسانها هم مثل دایناسورها منقرض میشد ....امیدی به انسان نیست. شعری هم که نوشته بودید یه جورایی یه خیام با دینداره انگار.....
سلام
پاسخحذفاون پستتون که در مورد اون بچه معتاد به کراک نوشته بودید بد جور منو بهم ریخت ...کاش نسل انسانها هم مثل دایناسورها منقرض میشد ....امیدی به انسان نیست. شعری هم که نوشته بودید یه جورایی یه خیام با دینداره انگار.....
سلام
پاسخحذفشعر زیباییه.به قول شیخ بهایی :
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
در مورد اون پستتون که سوفی بالا راجع بهش گفته فقط می تونم بگم دردناکه و از اون چیزاییه که وقتی آدم میشنوه از زنده بودن خودش ناامید میشه.