1. Mindreading یا ذهن خوانی: بدون شواهد کافی بدانید که دیگران به چه فکر می کنند. مثل: جواب سلامم را نداد پس حتما از دست من ناراحت است! این یک خطای شناختی است چون همه واقعیت نیست. شاید در مثال فوق مشکلی برای او پیش آمده و سلام شما را نشنیده! یا هزار احتمال دیگر
2. Labeling یا برچسب زدن: به خود یا دیگران صفات منفی کلی نسبت دادن. مثل : من آدم بدبختی هستم!! ایرانی جماعت شعور نداره!!!
3. Negative filter یا فیلتر منفی: همیشه فقط جنبه های منفی قضیه را دیدن. نیمه خالی لیوان را دیدن
4. Should یا باید اندیشی: به جای تفسیر مطالب بر اساس آنچه هست آنها را بر اساس آنچه باید تفسیر کنیم. مثلا : من باید در کنکور قبول شوم. من باید یک ماشین تویاتا بخرم
ادامه دارد
سلام اقای دکتر
پاسخحذفخسته نباشید
وبلاگتون خیلی جالبه و به نکات کاربردی خوبی اشاره می کنید
خیلی دلم واسه روان تنگ شده،شبا خوابشو میبینم!
راستی از اقای مددی و موسوی چه خبر؟خیلی دوست دارم بدونم که بالاخره کارشون به کجا رسید.ممنون میشم اگه یه توضیح مختصر بدید.ببخشید که زیاد حرف زدم.پیروز باشید.
راستی ببخشید خودمو معرفی نکردم.صمدی هستم اینترن ماه یکم!
پاسخحذفسلامممممممممم
پاسخحذفمطالبت خيلي عالي بود خوبيش اين بود كه قابل درك براي عوام هستش
ممنونننننننننننننممممممم گلم
آقاي دكتر. (رفتار شناختي)شماراخواندم بسيارلذت بردم. راستي چطور ميتوان اين افكار را مهار كرد؟ وديگراينكه. اين افكارمزاحم اند؟؟
پاسخحذفوديگراينكه. اين افكار به تجربه ارتباط ندارند؟
وديگراينكه. اين (رفتار)خوبند؟ يابد؟؟.
با سلام به حسین
پاسخحذفاین افکار ماهیت intrusive ندارند چنانکه افکار وسواسی دارند. این افکار خودآیند هستند ومنفی. اغلب ناخوداگاه در ذهن ما شکل می گیرد و ما از آن بی اطلاعیم. ولی نشانه وجودآنها تغییر روحیه است. وقتی احساس افسردگی می کنید این افکار در شما هست و می توانید آنر بیابید. برای مهار این افکار اول باید به آنها آگاهی بیابید و بعد آنها را به چالش بکشید